این مطلب را بخوان جایزه ببر!

مجتی محمدیان / 5 بهمن ماه///// این روزها برای همه ما عادی شده که با خرید هر محصول بنجل یا مرغوبی، منتظر قرعه کشی و یا جایزه ای ویژه باشیم. از دستمال کاغذی و غذا گرفته که محصولی کاملا مصرفی است تا خدمات مالی نظیر خدمات بانکی که به ضرب و زور جایزه و سکه و ... مشتریان خود را نسبت به استفاده از خدمات خود ترغیب می کنند. پس کجاست مزیت رقابتی مبتنی بر کیفیت؟ این روند به قدری در فضای بازاریابی ایران شدت گرفته است که از یک طرف مشتریان به مرور عادت کرده اند که در پس هر خریدی و یا حرکتی یک جایزه نهفته است و از طرفی این موضوع را تداعی می کند که واقعا در عالم بازاریابی ایران هیچ راه دیگری برای جذب مشتری وجود ندارد. تشکیل کلوپ ها و ... در مفاهیم بازاریابی ما چه جایگاهی دارد. برنامه هایی که توسط معدود شرکتهایی در ایران در حال اجراست. اما فاجعه نه در فرمول های ترغیب بازار (که همانا استفاده از مشوق هاست) است بلکه استفاده از جمله بندیهای یکسان است. جمله بندی هایی که به مرور شعور مخاطب در گزینش محصول را نیز هدف قرار می دهد. به جملات زیر توجه کنید:

 

***برند محصولات تبرک: تبرک بخر، جایزه ببر

***برند روغن لادن: با لادن طلایی عکس بگیرید، جایزه ببرید.

***برند نوشابه فانتا: فانتا بخر، جایزه ببر.

***برند پدیده شاندیز: [از پدیده دیدن کنید]، مرسدس بنز جایزه بگیرید.

***محصولات فرهنگی: [آلبوم اورژینال بخر] MVM ببر

***برند بانکی: شارژ کنید، پرداخت کنید، جایزه بگیرید.

***خدمات تلفن همراه: کارت شارژ بخر جایزه ببر

***و ... این قصه سر دراز دارد.

به اعتقاد من این چنین حرکت هایی در بلندمدت ضربه ای بس جبران ناپذیر به این برندهای پفکی می زند. برندهای بی ریشه ای که صرفا ظاهر امر را می بینند و به بر قراری ارتباط ریشه دار با مشتری فکر نمی کنند. برندهایی که با قطع مشوق ها یا پروموشن های خود، بخش اعظمی از بازار را از دست می دهند. و به جای تقویت بعد کیفی محصول به تقویت ظاهر و مشوق های آن می پردازند. اگر چه دنیای امروز ایران دنیای مشوق هاست اما در شرایطی که همه مشتری را مشوق زده می کنند اما برگ برنده در بلندمدت با برندهای با کیفیت تر است.





مفاد تکمیلی کلاسهای ماهان جلسه اول

مجتبی محمدیان / 2 بهمن ماه ///// دوستان عزیزی که در دوره های MBA ماهان و در درس اصول و فنون تبلیغات بازرگانی در خدماتشان هستم (گروه پنجشنبه) با توجه به هماهنگی های قبلی، مفاد تکمیلی کلاس شامل دو نسخه کتاب الکترونیک را می توانید از اینجا و اینجا دانلود کنید. ابتدا کتاب Advertising for Dummies  که نسخه ترجمه شده آن نیز در بازار موجود است و دیگری کتاب دیکشنری بازاریابی می باشد که به درخواست دوستان مجددا روی سایت قرار گرفته است.

 

به اطلاع سایر خوانندگان و همراهان همیشگی کافه بازاریابی می رسانم که امکان دانلود برای شما نیز فراهم است. پایدار باشید.





قربان دست و پای بلورینت بروم ...

مجتبی محمدیان / 22 دی ماه ///// به نظرم یکی از مهمترین ویژگی های یک بازاریاب خوب، نه صداقت بلکه، واقع نگری است. این اصلا درست نیست که بازاریابان یا بهتر بگویم ویزیتورهای ما دنیا را صرفا از دریچه دید خود ببینند. این روزها با نزدیک شدن به ایام نوروز بخش عمده ای از وقت کاری بنده اختصاص پیدا کرده به مذاکره با سازندگان برنامه های تلویزیونی (که قرار است برنامه اشان در ایام نوروز از صدا و سیما پخش شود). جالب ترین نکته در این بین این است که سازندگان این برنامه های مشارکتی (مثل برنامه مردان آهنین که سال گذشته بانک صادرات اسپانسر آن بود و لوگوی این بانک در تمام تصاویر وجود داشت) به گونه ای از اثربخشی این تیپ تبلیغاتِ به ظاهر پنهان یاد می کنند که گویی سایر شیوه ها و رسانه های تبلیغاتی از هیچ اثربخشی در ایران برخوردار نیستند.  

 

 

 

در گفتگویم با یکی از این دست اندرکاران همین برنامه های مشارکتی، جمله ابهام برانگیزی شنیدم که سخت به فکر فرو رفتم. دوستمان اعتقاد داشت مردم از دیدن تیزرهای تلویزیونی زده شده اند و همواره کانال را تغییر می دهند. این در حالی است که پیشنهاد مشارکت در یک برنامه تلویزیونی را به همراه خود آورده بودند و مهمترین دلیلشان برای مشارکت در آن برنامه کاهش رغبت مردم برای دیدن تیزرهای تلویزیونی بود. این تحلیل های یک طرفه در یک مذاکره نه تنها باعث ترغیب مشتری به همکاری با شما نمی شود بلکه این تعصب کورکورانه، دافعه مشتری را نیز به همراه دارد. به فرض که مردم از تیزرهای تلویزیونی زده شده اند، اما آیا به این معنی است که به سمت دیدن برنامه های مشارکتی بیشتر ترغیب شده اند. پاسخ این سوال هرگز مثبت نیست. مردم تیزرهای تلویزیونی را نمی بینند و تعداد بیننده تیزرها کم شده نه به خاطر آزاردهنده بودن این نوع تبلیغ بلکه به خاطر اینکه مردم اصلا تلویزیون نگاه نمی کنند یا در خوشبینانه ترین حالت دو یا سه برنامه خاص را نگاه می کنند. پس مردم قاعدتا برنامه مشارکتی را هم نخواهند دید. علت عدم اقبال نسبت به تیزرهای تلویزیونی مراجعه مردم به شبکه های ماهواره ای است. در مورد همین برنامه های مشارکتی، دوستان ما غافل هستند که مردم از اینکه در حین دیدن یک برنامه لوگوی همراه اول به شکلی مسخره در ال سی دی پشت سر مجری طنازی کند خسته اند. باز هم درود بر تیزرهای تلویزیونی که در صورتی که که مخاطب نخواهد، می تواند شبکه را عوض کند. اما تبلیغ در برنامه مشارکتی امکان تغییر شبکه را هم نمی دهد. چرا که از یک طرف مردم برنامه را دوست دارند و از طرف دیگر از این که در حین دیدن یک برنامه نیز در معرض تبلیغ باشند خسته اند. خلاصه کلام آنکه در توصیف محصول نباید سایر رقبا را زیر پا له کرد تا بلکه مشتری ترغیب شود. حتی اگر قرار به له کردن رقیب است باید مراقب بود تا این له کردن گریبان خودمان را نگیرد. یادمان باشد همین مشتری که نزد او رفته اید، در سایر رسانه ها نیز تبلیغ  دارد و این گونه برخورد با موضوع یعنی له کردن سایر شیوه های تبلیغاتی و تصمیم های مشتری.